برای چشم خاموشت بمیرم کنار چشمه ی نوشت بمیرم
نمی خواهم در آغوشت بگیرم که می خواهم در آغوشت بمیرم
(فریدون مشیری )
به امید نگاهت ایستادن به رو ی شانه هایت سر نهادن
مرا خوش تر از اینها آرزویست دهان کوچکت را بوسه دادن
( فریدون مشیری )
درون سینه آهی سرد دارم رخی پژمرده ، رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم همی دانم دلی پر درد دارم
( فریدون مشیری )
از طرف : نوری جون از طرف :
نوری جون
موضوع :
|
*| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 و ساعت 19:59 توسط
شاه و شاهزاده |
نفسم امروز گرمتر از دیروز است ولی نمی دانم که چرا فردایی روشن در پیش نیس
موضوع :
|
*| نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384 و ساعت 8:53 توسط
شاه و شاهزاده |
یه روزی روزگاری
توی دنیا دو تا عاشق
به گلایه ها حروم شد
عشقشون تو این دقایق
بگو که اگه رفته
کی می توه برده باشه
کی می تونه خواسته باشه
اما اینجا رفته باشه
این ترانه های سوخته
دلا رو اسیر کرده
تو این روزای غربت
چشمامونو خیس کرده
این ترانه ُ این بهانه
این شروع عاشقانه
شایدم بازی ساده
که شروع شد بچه گانه
شاید این تبعید نا خوش
برای قصه امون زوده
یا باید قصه بمیره
تا که پیش آدما اون جون بگیره
مستعان غلامی
موضوع :
|
*| نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384 و ساعت 21:45 توسط
شاه و شاهزاده |
پريدن درون آتش
آن پايين ٬ در اعماق ٬ منزل آتشين من است
ناقوس فراخانی به صدا در می آيد
و تو و تمام ساکنين زمين را وسوسه می کند
تا به گناهی که ما انجام می دهيم بپيونديد
کاری است که بايد انجام شود ٬
و من کسی هستم که مردم مرا وادار
به انجام آن کرده اند
اکنون زمانی است که سرنوشت شوم تو فرا رسيده
و من برای کشيدن تو به اين سياهچال
لحظه ای ترديد نميکنم
پس بيا ٬ و به درون آتش بپر ...
پس بيا ٬ و به درون آتش بپر ...
با جهنم در چشمانم
و مرگ در رگهايم
پايان راه نزديک است
و به اذهان مردم القاء می شود
و از روحهايشان به اعماق جانشان نفوذ می کند
طرفداران من هميشه فرياد جستجو سر می دهند
و بايد هميشه مطيع من باشند
اکنون چون کودکی از من اطاعت کنيد
اما نه با مهربانی و تواضع
بلکه فقط آنچه را که می گويم انجام دهيد
با ميل خود به درون آتش بپر ٬ وگرنه به زور برده خواهی شد
من يکی از اين دو راه را بتو پيشنهاد ميکنم :
سعی کن آتش جهنم را روشن نگه داری ٬ يا مرا بخوان تا به سويت بيايم
و همانند من زندگی کن ٬ خواهی ديد که من تبديل به آنچه تو هستی
خواهم شد
پس بيا و دست مرا بگير و در اين سرزمين با من قدم بزن ٬ و به خانه بيا ٬
جايی که به آن تعلق داری
پس بيا ٬ و به درون آتش بپر ...
پس بيا ٬ و به درون آتش بپر ...
Jump In The Fire
[James Hetfield]
[Lars Ulrich]
[D. Mustaine]
Down in the depths of my fiery home
The summons bell will chime
Tempting you and all the earth
to join our sinful kind
There is a job to be done and I'm the one
You people make me do it
Now it is time for your fate and I won't hesitate
to pull you down into this pit
So come on
Jump in the Fire
So come on
Jump in the Fire
With hell in my eyes and with death in my veins
The end is closing in
Feeding on the minds of man
and from their souls within
My disciples all shout to search out
And they always shall obey
Follow me now my child not the meek or the mild
But do just as I say
So come on
Jump in the Fire
So come on
Jump in the Fire
Jump by your will or be taken by force
I'll get you either way
Trying to keep the hellfire lit
I am stalking you as prey
Living your life as me I am you you see
So reach down grab my hand walk with me through the land
Come home where you belong
So come on
Jump in the Fire
So come on
Jump in the Fire
نيروي موتور
زندگی و مرگ ٬ خنديدن و گريستن
روزی که اينها را ببينی
ديگر هرگز مثل گذشته نخواهی بود
زندگی در مسيری پر سرعت ٬
همانطور که به نظر ميرسد پيش ميرود
مسيری دشوار ٬ و بسيار آلوده و پست
نيروی موتور
اين شيوه ای است که من زندگی ميکنم
و نميتوانم آنرا به روش ديگری تغيير دهم
نيروی موتور
نشانه ای از زندگی سريع ميباشد
اين زندگی که هر لحظه
ميخواهد نفست را بگيرد ...
برای هيچ چيز در زندگی توقف نکن
زندگی يا بسيار سريع است ٬ يا وجود ندارد
تو ميدانی که
من هر چيزی در مسير زندگيم
را کنار ميزنم
هنگامی که به سوی هدف شليک ميکنی
تفنگت لگد ميزند
و سرتاسر وجودت را به لرزه می اندازد
آنهايی که به تو ميگويند از فرصت هايت استفاده نکن
همگی دارند زندگی را از دست ميدهند
تو فقط يک بار زنده ای ٬ پس از فرصت ها استفاده کن
و مثل ديگران با آهنگ و حرکتی تکراری ٬ زندگی را تمام نکن
نيروی موتور
اين شيوه ای است که من زندگی ميکنم
و نميتوانم آنرا به روش ديگری تغيير دهم
نيروی موتور
نشانه ای از زندگی سريع ميباشد
اين زندگی که هر لحظه
ميخواهد نفست را بگيرد ...
Motorbreath
[James Hetfield]
Living and dying laughing and crying
Once you have seen it you will never be the same
Life in the fast lane is just how it seems
Hard and it is heavy dirty and mean
Motorbreath
Its how I live my life
I can't take it any other way
Motorbreath
The sign of living fast
It is going to take
Your breath away
Don't stop for nothing its full speed or nothing
I am taking down you know whatever is in my way
Getting your kicks as you are shooting the line
Sending the shivers up and down your spine
Motorbreath
Its how I live my life
I can't take it any other way
Motorbreath
The sign of living fast
It is going to take
Your breath away
Those people who tell you not to take chances
They are all missing on what life is about
You only live once so take hold of the chance
Don't end up like others the same song and dance
Motorbreath
Its how I live my life
I can't take it any other way
Motorbreath
The sign of living fast
It is going to take
Your breath away
روشنايي را فراري دهيد
Hit The Lights
[James Hetfield]
[Lars Ulrich]
No life till leather
We are gonna kick some ass tonight
We got the metal madness
When our fans start screaming
It's right well alright
When we start to rock
We never want to stop again
Hit the lights
You know our fans are insane
We are gonna blow this place away
with volume higher
Than anything today the only way
When we start to rock
We never want to stop again
Hit the lights
With all our screaming
We are gonna rip right through your brain
We got the lethal power
It is causing you sweet pain Oh sweet pain
When we start to rock
We never want to stop again
Hit the lights
تا شلاق هست ٬ زندگی نيست
ما امشب می خواهيم با خشمی آهنين ٬
در حاليکه طرفداران فرياد می کشند
يک گوشمالی حسابی بدهيم .
آری درست است ٬ کاملا درست ٬
و هنگامی که شروع به جنبيدن می کنيم .
ديگر هيچوقت نمی خواهيم از آن دست بکشيم .
روشنايی را فراری دهيد...
می دانی که طرفداران ما ديوانه هستند
و ما می خواهيم با صدايی بلندتر از
هر آنچه که امروزه امکان دارد
اين مکان را منفجر کنيم
و هنگامی که شروع به جنبيدن می کنيم ٬
ديگر هيچوقت نمی خواهيم از آن دست بکشيم .
ما با اين فريادهايمان می خواهيم
درست از ميان مغز شما
به پيش برويم و در آن نفوذ کنيم
ما قدرت مرگباری داريم
که درد لذت بخشی را سبب خواهد شد
آه ! که چه درد لذت بخشی !
و هنگامی که حرکت را آغاز می کنيم .
ديگر هيچ تمايلی برای دست کشيدن از آن نداريم .
روشنايی را فراری دهيد ...
موضوع :
|
*| نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384 و ساعت 23:14 توسط
شاه و شاهزاده |