تبليغاتX
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
مردم شهر دیونه اند زنجیراشو تو بستی / عروسکا چه خسته اند چشماشو نو تو بستی
پیدام کن / شاعر : مستعان غلامی

پیدام کن

یه نفر همین وراست  که می تونه پیدام کنه

حتی اگه خودش نخواد اون میتونهپیدام کنه

یه نفر دنبالمه که می تونه خودم بشه

توی خلوت شبام امید آخرم بشه

حالا تو تنهایی هام دنبال اون می گردم

اگه پیداش کنم  دور سرش می گردم

اون می تونه منمو بشکنه و برام یه نو بسازه

یه نفر که می تونه برام لونه بسازه

حالا توی آخرین سطر همین ترانه هام

منطظر بهانه ای واسه شروع گریه هام

یه نفر همن وراست که میتونه پیدام کنه

حتی اگه خودش نخواد اون می تونه پیدام کنه

یه نفر که من هنوز دنبالشم روی زمین

اگه اون کنارمه تنهایام  رو خوب ببین

توی آخرین کتابمن می رم به اسم اون

اما حالا دیگه دیره هم واسه من هم واسه اون


موضوع : من و تو بهاریم
| *| نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 11:45 توسط شاه و شاهزاده |