به دنبال کسی بودم که بی من نمی توانست زندگی بکند
به دنبال کسی که در اوج سیاهی شب سفیدی از روز می بیند
به دنبال دختری چشم بادامی با گونه و لبهای سرخ
آه چه لذتی دراد بوسه ای از لبانش گرفتن
نه نه نه این هوس نیست
این عشق است بی واسطه در سیاهی شب
و من شازده به نگاهی منتظرم که بگریم
و بخوان تو ای همصدا که با هم بمانیم
شازده ای از عشق تو و من
موضوع :
شازده و تنهایی هاش
|
*| نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 22:22 توسط
شاه و شاهزاده |
چند روزیه که گریه هام در نمی آد شاید اینا هم تو چشمام خشکیدن
شایدم مثل همون قلب سیاه
نقاب قلب سفید به تن پوشیدن
مثل اون قلبی که تو دادیش به من قلبی که از همه بی وفا تره
اومد و توی دل من رخنه کرد
قلب من از همه بی گناه تره
آخه طفلک ساده بود که باز می خواست عاشق بشه عاشق تو باز
می خواست از قلبیت محبت بگیره
چیزی که عمری به اون داشتش نیاز





اما قلب تو اونو شکست و رفت خیلی ساده دل برید و ساده رفت
بیچاره هنوز نمی دونه چی شد
کی براش موند و کی باز گذاشت و رفت
موضوع :
|
*| نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384 و ساعت 14:40 توسط
شاه و شاهزاده |