گریه نکن ، من گریه های مرگ بهتر دوست دارم
نخند به من ؛ من شبای بی تو رو بهتر دوست دارم
نمیر برام ، من نمی خوام قاتل تو بمونم
زنده نمون ، من هنوز هزار تا خاطره دارم
دوست دارم ها تو نگو این دفعه خندم می گیره
می گی تو هم دوستم داری هه هه م می گیره
خسته شدیم تو این دیار تو این دیار عاشقی
می خوام ازت جدا بشم توی یه دشت عاشقی
برو برو یه جا دیگه عاشق بشو
برو برو پیش یکی دیگه گل شقایق شو
شاعر : مستعان غلامی
موضوع :
یکی بود یکی نبود
|
*| نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 21:12 توسط
شاه و شاهزاده |
بازم تو قاب قلب من نشسته عکس هر امید
دوباره رنگ چشم من چشمای بی ریا تو دید
هزار و یک امید پاک قرار گذاشته با دلم
دوباره صد تا راه صاف تو رو رسونده تا دلم
داری می آی بگو برات بیدار کنم شبا رو
پر از هوای خوش کنم روزای انتظار رو
بگو برات چشای من تو خواب برات بباره
به پا کنم به زیر پات یه جاده از ستاره
یه ماه تازه ای یه وقت مثل نفس یه عادتی
تو رو می گم که صادقی تو که خود سعادتی
دوباره کوه غصه هام می تونه هر جا گم بشه
یه دریا اضطراب دل به اشک شوقی سا بشه
داری می آی بگو برات بیدار کنم شبامو
یه دسته گل درست کنم تمام شادی هامو
موضوع :
یکی بود یکی نبود
|
*| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت 15:16 توسط
شاه و شاهزاده |