تبليغاتX
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
مردم شهر دیونه اند زنجیراشو تو بستی / عروسکا چه خسته اند چشماشو نو تو بستی
در آغوش صدا

امروز که سر مستم از آهنگ صدات

بگذار بخوانم غزلی تازه برات

بگذار بگویم کمی از نرگس چشمت

از شعله ی پنهانی گیسوی رهایت

بگذار که بگویم که نگاه تو مرا کشت

بشمار مرا جز یکی از کشته هایت

چون حادثه می ماند حضور تو شب پیش

ای کاش تکثیر شود حادثه هایت

امروز منو این غزل و این تن تب دار

آماده ی مرگیم بمیریم برایت


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:31 توسط شاه و شاهزاده |
می خوام برم

خاطره ها بیاین یه بار دیگه زنده بشین

 بیاین اینجا عاشقی رو یاد کنیم

بیاین از مرگ شبای در به در

از روزاری رفته ی بی خاطره یاد کنیم

هر چی مرگ می گه سلطان اونه

توی شب های سکوت و تنهایی

چه بی صدای می رن این آدما

توی غربت و نگاه هم دردی

توی شب های غریب آشنا

یه مسافر داره آشنا می شه

یه مسافر که همه چیز رو می دونه

داره با درد و غم آشنا می شه

کی می دونه این زمونه چی میگه

همه دلواپسی هاش مال منه

توی خلوت صدای یه نفر

داره اسم تو رو فریاد می زنه

همیشه اسم تو توی ذهنمه

خاطراتت منو خوب دار می زنه

فکر کنم می تونم از شب در برم

اسم تو می خواد که با من بمونه

من می رم تا دیگه تو تنها باشی

خوبه من می تونم نفس داشته باشم

هر کی داره می تونه عاشق باشه

من می تونم غربت شبام باشم


موضوع : یکی بود یکی نبود
| *| نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:28 توسط شاه و شاهزاده |