تبليغاتX
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
مردم شهر دیونه اند زنجیراشو تو بستی / عروسکا چه خسته اند چشماشو نو تو بستی
عشق

به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید

به ابر گفتم عشق چیست ؟ بارید

به باد گفتم عشق چیست؟ وزید

به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید

به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چیست؟

اشک از چشمانش جاری شد وگفت:

                                                  دیوانگیست


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 14:17 توسط شاه و شاهزاده |
خواب

صدای خندهاش می آد صدای بوسه  هاش میآد

که می فرستعی تو آسمون مثل یه ملودی می آد

بهم می گی دوسم داری نمی ری تنهام بذاری

بری تو از کنار من منو با غم هام بذاری

دلو گذاشتی بی جواب یه عمره می کشم عذاب

فقط خوشم با یاد تو می بینم عشقتو تو خواب

کبوتر قشنگ من چه می کنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

یادم می آد گفتی به من هیچکی مث تو نمی شه

گفتی کنارت می مونم هر لحظه با تو همیشه

اگه بری دق می کنم دنیا رو عاشق میکنم

هرچی گل روی زمین واست شقایق می کنم

                                                       

 


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 14:19 توسط شاه و شاهزاده |
تقدیم به همه

وقتی می خندی مواظب باش غم ها ت بیدار نشه

وقتی گریه می کنی مواظب باش خندهات ناراحت نشن


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 و ساعت 20:1 توسط شاه و شاهزاده |
نگاهات

نگاهات آفتابیه چشماتو بارونی نکن

خندتو قربونی اشکای پنهونی نکن

اگه باز گریه کنی شادیامو آب می بره

منو سر نشین ذورق پریشونی نکن

بذار آسمون خاطراتمون آبی باشه -

آسمون دلامون همیشه آفتابی باشه

صدات آواز بهاره تنت آهنگ نسیم

نفسات ترانه های لحظه های بی کسیم

حالا که پیش منی زنده شدم بهار بهار

شادی ها صف کشیدن توی دلم هزار هزار

من یه خنده ی تو رو به صدتا دنیا نمی دم

یه دقیقتو به صد هزار تا فردا نمی دم

تاقت دیدن اشکاتو ندارم میدونی

اگه خوب نگام کنی بغضو تو چشمام می خونی

بذار آسمون خاطرتمون آبی باشه

اسمون دلامو همیشه افتابی باشه


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 19:32 توسط شاه و شاهزاده |
رفتی از یادم

تصویر زیبای تو رو دیشب کشیدم

یه باغ گل از جنس عشق برات خریدم

تو گم شدی تو جاده ای سوت وکور

منم به دنبال تو نازنین دویدم

رفتی از یادم دیگه واسه همیشه

دل من دیگه برات تنگ نمی شه

ولی اینو بدون دیگه واسه همیشه

با رفتنت دنیا دیگه تموم نمی شه

می دونم می خوانی از چشمام حرفامو

اما باز می گیری بهونه ندارهاین دنیا

عشق بی بهونه برو دیگه دلم شده یه دیونه

می خوام این دلو از تو بگیرم دیگه واسه همیشه

آخه این دل دیگه واسه تو دل نمی شه

وقتی شنیدم دیگه دوستم نداری

به دره عشق و ناباوری پریدم

 


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 8:5 توسط شاه و شاهزاده |