برای دیدن تو به انتظار نشستم
ستاره ها شکستن برات بیدار نشستن
تا اسمون هفتم برات گلایه دارم
از رفتن تو با اون ازت شکایت دارم
اهای اهای دیونه خونم شده ویرونه
تو رفتی اما بازم چشام به در می مونه
موضوع :
|
*| نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 11:22 توسط
شاه و شاهزاده |
بنویس از سر خط بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه وقتی نباشی دلت از غصه خون نیست
موضوع :
|
*| نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 17:11 توسط
شاه و شاهزاده |
ترک ازارم نکردی ترک دیدارت کنم
اتش اندازم به جانت بسکه ازارت کنم
قلب بی مار مرا بازیچه می پنداشتی
انقدر قلبت بیازارم که بیمارت کنم
موضوع :
|
*| نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 7:33 توسط
شاه و شاهزاده |