تبليغاتX
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
مردم شهر دیونه اند زنجیراشو تو بستی / عروسکا چه خسته اند چشماشو نو تو بستی
زیادی خوبی کردم

زیادی خوبی کردم رفتی نموندی با ما

آخر خط رسیده دوستم نداری حالا

با رقیبم نشستی گفتی همین که هستی

رفتی و بی تفاوت دل منو شکستی

خیال می کردی هیچ وقت دست تو رو نمی شه

بازی دیگه  تمومه بر واسه همیشه

یه روزی بر می گردی وقتی خیلی دیره

خیال می کردی قلبم بدون تو می میره

دلم گرفته از تو حرفای شیرین نزن

تو این بازی کوتاه نه تو می مونی نه من


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 13:42 توسط شاه و شاهزاده |
باز آمدم

باز آمدم چو عید نو تا قفل زندان بشکنم

این چرخ مردم خار را چنگال و دندان بشکنم

من نشکنم جرم را ناز آن نعمت بر را

گر ذره ای دارد نمک گیرم مگر آن بشکنم

تا باز عهدی کرده ام کین جان فدای شه کنم

بشکسته جانان پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

امروز همچو آصفم شمشیر و فرمان در کفم

تا گردن گردنکشان در پیش سلطان بشکنم

گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می

دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم

 


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 20:54 توسط شاه و شاهزاده |
تقدیم به همه

وقتی می خندی مواظب باش غم ها ت بیدار نشه

وقتی گریه می کنی مواظب باش خندهات ناراحت نشن


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 و ساعت 20:1 توسط شاه و شاهزاده |
اسم تو

برای گفتن اسمی که تو قلبم خونه کرده

همیشه لبای من تشنگی رو بهونه کرده

اسمی که آب حیات بین این همه سیاهی

اسمی که برای من  شبیه آب واسه ماهی

برای گفتن اسمی که تو قلبم خونه کرده

همیشه لبای من تشنگی رو بهونه کرده

اسمی از کوچیکی دوستش دارم قد یه دنیا

اسمی که هک شده گوشه دلم مثل یه آوا

برای گفتن اسمی که تو قلبم خونه کرده

همیشه لبای من تشنگی رو بهونه کرده

غروبا که خون خورشید و تن ابرا می باره

دل من زمزمه ی اسم تو رو یادم می آره

واژه ها نظر ترک های لبا تون آقاجون

نغمه ها فدای قربت نگاتون آقاجون

شما هستی بها رید دل من یه تک درخته

گفتن از کسی که مثل هیچکی نیست همیشه سخته

شاعر :ابراهیم اسماعیلی


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 19:36 توسط شاه و شاهزاده |
گفتی نشدی

اونقده دریا بودی که تو دلم جا نشدی

گفتی که سنگ صبورت می شم اما نشدی

دلم دادم به دست موج چشمات اما تو

ساحل اون دلی که زدم به دریا نشدی

تو شب موهات چقدر پرسه زده باشم خوبه

روزگارم رو سیاه کردی و فردا نشدی

آسمون آبی روزای بی کسیم بودی

اما یک مرتبه ابری شدی و وا نشدی

دلم از آدم شدن حرفی نداشت اما می دید

حتی یک دفعه به خاطرش تو حوا نشدی

 


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 23:41 توسط شاه و شاهزاده |
گل لاله

وقتی که غزل نیست شفای دل خسته  

دیگر چه نشینم به پشت در بسته   

ماندیم چه دلگیر و چه دلگیر وچه دلسوز   

ان سینه زنان حرمش دسته به دسته

می گریم و می دانم از این کوچک تاریک

راهی است به سر منزل دل های شکسته

در روز جزاجرات برخاستنش نیست

قسمت نشود روی مزارم بگذارند

سنگی که گل لاله بر ان نقش نبسته


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:20 توسط شاه و شاهزاده |
شعری در وصف حضرت مهدی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شب های ناپدید

چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت کور

هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور

با توام با تو که گفتی تکه گاه عاشقایی

می دونم یه دنیا نوری ساده ای بی انتهایی

مثل لالایی بارون تو کویر بی صدایی

تو خود عشقی می دونم ناجی فاصله هایی

------------------------------------------------

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شب های ناپدید

عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی

 

این شعر در وصف حضرت مهدی سروده و با صدای علی لهراسبی خوانده شده است .


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:47 توسط شاه و شاهزاده |
در آغوش صدا

امروز که سر مستم از آهنگ صدات

بگذار بخوانم غزلی تازه برات

بگذار بگویم کمی از نرگس چشمت

از شعله ی پنهانی گیسوی رهایت

بگذار که بگویم که نگاه تو مرا کشت

بشمار مرا جز یکی از کشته هایت

چون حادثه می ماند حضور تو شب پیش

ای کاش تکثیر شود حادثه هایت

امروز منو این غزل و این تن تب دار

آماده ی مرگیم بمیریم برایت


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:31 توسط شاه و شاهزاده |
دو متن ارسالی

من سایه ترا نه ای زخم خورده ام... با یادتوام مدام در خلوت سینه ام------- -در فصل شکفتن غر بت تنهایی ام.... . چون موج بر ساحل غم ارمیده ام- باران بلا باریده بر دشت سینه ام. من زخم فاصله را به جان خریده ام ----------- همراه سکوت وهمدم شعر و ترانه ام .

 

يه عاشق بي قايق تو دريا چشماشو ميبنده تو رويا من عاشق بي قايق تو دريا ميميرم چشمامو ميبندم تو رويا ميميرم

ميرم وميميرمو اسوده ميشم از عشق ميرمو ميمير م جشن تولدم ومرگمو براي تو زير اب ميگيرم

يه زيبا نگاهش به موجا يه عاشق بي ساحل تو دريا هستي يه در يا من امشب ميميرم

از عشقت يه زيبا من امشب ميميرم
ميرمو ميميرمو اسوده ميشمو از عشق ميرمو ميميرم جشن تولدمومرگمو براي تو زير اب ميگيرم
يه عاشق من عاشق تو دريا چشمامو ميبندم تو رويا يه زيبا نگاش
و چه اروم به موجا ميدوزه يه عاشق بي ساحل چه تنهاتو دريا ميسوزه
ميرمو ميميرمو اسوده ميشم از عشق ميرمو ميميرم جشن تولد مرگمو براي تو زير اب ميگيرم

متن فوق از مرصاد عزیز بود که برای ما فرستاده بود . با تشکر

وب سايت  


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 11:22 توسط شازده |
ریزه میزه

دیگه کلبه ی قدیمی بین ما

خاطره ها رو به من نشون نداد

دیگه تو اوج نگاه من و تو

یه غریبه ای رو آشنا نداد

ما رو باش که فکر می کردیم عاشقی

یه عمر ی ما رو گذاشتی سر کار

 


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 14:0 توسط شاه و شاهزاده |
شاکی

اینقدر دوست دارم بشنوی خندت می گیره

تو نگام می کنی و دلم تو چشمات می میره

اینقدر دوست دارم دیونه بازی می کنم

کلکم شاکی نشو من تو رو راضی می کنم

قیمت چشمای تو قلب منه اندازه نیس

واسه دوست داشتن تو نیازی به اجازه نیس

اینقدر دوست دارم حوصله اتو سر می برم

یه روزی نیاد بگی دیگه تو رو دوست ندارم

ساعت دیدن تو صدای من در نمی آد

آره تقصیر منه دوست دارم خیلی زیاد

اینقدر دوست دارم شماره ها خسته می شن

تا نهایت می رن و با چشم تو بسته می شن

 

                                                                     شاعر : مستعان غلامی

توجه : نام این ترانه (( اینقدر دوست دارم )) بود که در آلبوم (( طوفان

کرمی )) به نام (( شاکی )) با نام شاعری دیگر به ثبت رسید


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 و ساعت 18:56 توسط شاه و شاهزاده |
شعر ارسالی



توسط:سایناز
هر چند گاهی چنين می نُمايد

که دعاهايمان ناشنيده مانده اند

اما خدای مهربان تمام نيازهامان را در می يابد

بی هيچ کلامی

و تنهايمان فرو نمی گذارد

گرچه زندگی دُر افت و خيز باشد

چرا که او همواره با ماست

و به نگاهی مهر آميز نگه دارِ ما

او همیشه منتظر ماست

موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 11:35 توسط شاه و شاهزاده |
یه مسافر

از بخت بدم عاشقت شدم من

دل به تو دادم از همه کس بردیم من

یه غریبه آشنا شد و دوباره

کسی که تو آینه بود شبیه من

یه روز می گذریم از ابر

می رسم تا به خدا با من

حالا تو تنهایی هام

سنگ صبورت شدم من

نرو و تنهام نذار

خود تنهایی شب های غریبم من

 

یه مسافر شاعر این شعر شده :::::::


موضوع : شاعران و دیگران
| *| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384 و ساعت 20:12 توسط شاه و شاهزاده |