تبليغاتX
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
یه شب مهتاب / ماه می آید تو خواب
مردم شهر دیونه اند زنجیراشو تو بستی / عروسکا چه خسته اند چشماشو نو تو بستی
مرد رویاها

مرد رویاهای من از خواب شیرین پا شده

می خواد بره به شهر عشق اما تو رویا گم شده

شاید بتونم با نگام اشکای اونو پاک کنم

سعی می کنم با خنده هام خندشو بیرون بکشم

آخه چند روزیه خنده به لبهاش نمی اد

گل بوسه می کارم اما صداش در نمی اد

شاید که مرد رویاهام دوباره خواب رفته باشه

شاید توی رویاهاممثل خودم مرده باشه


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 15:54 توسط شاه و شاهزاده |