
جوان ترای چهره پیر مرد
چشمای من بی خبرای ساده
منتظرای دل به جاده داده
مردمک هاتون به کجا زل زدن
باز وازه هاتون به کجا پل زدن
چی بدونید که دارم ههنوزم
از اشتباه قبلی تون می سوزم
با اینکه هیچ کس نیومد پیش من
شبزده اند چشمای درویش من
تنها نبودم حتی یک دقیقه
با تنهایی که بهترین رفیقه
موضوع :
|
*| نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت 8:47 توسط
شاه و شاهزاده |