من می خواستم که با تو بمونم تا همیشه
اما تو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی میشه
حالا چرا باز برگشتی می گی بی تو نمیشه
نمی خوامت دیگه برو گمشو از جلوی چشام واسه همیشه
روز اولی که دیدم تو نگاه فهمیدم که رسیدم بهت
اومدی جلو به من دادی دو تا دستت
خندیدی گفتی تنهایی شده بست
بگو چرا یهو عاشقت شدم چرا برای تو زنده می شدم
چون دست گرمت عشقو دیدم من اونی ام که به عشق می خندیدم
تو می گفتی عاقل شدی مث من نترس بیا جلو قلبتو بدش به من
حالا بیا بشین پیش من عشق من واسه بوسه از رو لبات من تشنه ام
یهو دلمو گرفتی تو به بازی چون گفتی اگه دوسم داری بهم ثابت کن
همه چی رو بهت ثابت کردم اما تو باور نداری پس حرف حسابو بشنو
موضوع :
|
*| نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت 13:42 توسط
شاه و شاهزاده |