برای دیدن تو به انتظار نشستم
ستاره ها شکستن برات بیدار نشستن
تا اسمون هفتم برات گلایه دارم
از رفتن تو با اون ازت شکایت دارم
اهای اهای دیونه خونم شده ویرونه
تو رفتی اما بازم چشام به در می مونه
موضوع :
|
*| نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 11:22 توسط
شاه و شاهزاده |